فشک

به گزارش روابط عمومی انجمن تلاشگران فراهان

موقعيت جغرافيايی:

روستاي فشک در شهرستان تفرش، بخش فراهان، استان‌مركزی و در ۲۷۰ كيلومتری جنوب‌غربي ‌‌تهران و در مختصات‌جغرافيايی ۳۴ درجه ۴۰ دقيقه و ۳۱ ثانيه عرض‌شمالی و ۴۹ درجه ۴۴ دقيقه و ۳۲ ثانيه طول‌شرقی از گرينوچ قرار دارد

مسير ارتباطی:

روستا‌ي فشک داري راه مالرو و آسفالت بوده و براي سفر به آنجا از تهران بايستی از مسير تهران – قم كه مسافت آن از تهران تا فشک ۲۷۰ كيلومتر است را طي نمود در طول مسير ابتدا از تهران به سوي قم و سپس در دو راهي سلفچگان جاده آشتيان را انتخاب نموده و پس از گذشتن از روستاهای مزرعه‌نو ، كرديجان ،‌ هزار‌آباد ، شهرستان آشتيان ، گركان ، شهراب ، نارنجستان ، مجد‌آباد‌كهنه ، خسروان‌عليا ، سپس به روستای فشک به مركزيت دهستان فشک بخش فراهان مي‌رسيم .


شرايط زبانی:

مردم روستاي فشک و ديگر روستاهای دهستان فشک به زبان تركی تكلم مي‌كنند. مردم روستای درمنک به زبان فارسی با لهجه محلی خاص این روستا، صحبت می ‌كنند .

شرايط مذهبی:

در روستای فشک مردمی بسيار مذهبی و اكثريت مطلق مسلمان شيعه مذهب هستند

تأسيسات عمومی:

بجز دوره متوسطه (دبيرستان) اين روستا داراي مدارس ابتدايی و راهنمايی و همچنين داراي درمانگاه و حمام عمومی،نانوايی است همچنين ديگر نقاط روستايی اين دهستان داراي امكانات لازمه برای ‌زندگی از جمله برق و آب لوله كشی شده و تلفن را دارا مي‌باشد و بزودي خط لوله گاز به اين روستا و ديگر روستاهاي تابع آن كشيده خواهد شد و جالب توجه است كه تمامی روستاهاي دهستان فشک دارای مراكز مخابراتی مي‌باشند

مشاغل عمومی :محور اصلی تأمين معاش مردم بر پايه كشاورزی بوده و در كنار آن دامپروری نيز رواج دارد.

خو‌‌يشاوندی:افراد در اين روستا نسب از پدر مي‌برند . ازدواج‌‌ها در اين منطقه سابقآْ بيشتر نسبی بوده ولي امروزه عمدتاً غير فاميلي است و هيچ‌گونه اجبار يا ممنوعيت در ازدواج وجود ندارد. طوايف و فاميلی‌های مهم روستا عبارتند از: رمضانی ، يوسفی ، فشكی ، طبری ، غنجی ، عباسی ، كوچكی ، برجی و …

پوشاک:

پوشاک محلی مردان :

سرپوش‌ها : كلاه پشمی ، كلاه نخی ، كلاه دوره دار ، كلاه نمدی

تن‌پوش‌ها : پيراهن، شلوار بندی، جلزقه (جليقه)، آلخالق( نوعي‌ كت)، قبا ( بالا پوش مردانه )

پا‌پوش‌ها :‌ گيوه ، ارسی،(نوعی كفش چرمی )، گالش ( نوعي كفش لاستيكی )

پوشاک محلی زنان :

سرپوش‌ها : چارقد (نوعي روسری) ، عرقچين (نوعي كلاه ) ، پيشانی ‌بند ( نوعی چارقد )

تن‌پوش‌ها: پيراهن ، پاچين(پيراهن بلند)، شلوار، شليته(نوعي دامن كوتاه ) آلخالق(نوعي كت) جليقه

پا‌پوشها : نعلين(نوعي كفش چرمی ) ، كفش ساغری ( نوعي پاپوش چرمی، گيوه )

مسكن:

بافت نقاط جمعيتي منطقه : بافت كلی اكثريت دهستان فشک بافت مجتمع توده‌‌ای است

بافت فضاهاي اصلي خانه‌اي سنتي فشک:

تالار اتاق مهمان ، اتاق نشيمن ، آشپزخانه ، ايوان( هال) ، مهتابی (ايوان رو به بيرون خانه ، بالكن) بالا‌خانه‌ ، تندرستان( محل پخت نان) ، كامبار (انبار كاه ) ، سيزان( محل نگهداري دام)، حصار (حياط) باربند( فضائي سرباز و محصور در حياط كه ويژه آغل تابستانی دام مي‌باشد ) ، انباري ، كنارآب ( توالت) دالان‌ورودی ‌منزل ، پستو

تاپو:

در برخي مساكن سنتي فضائي مكعب شكل كه از گل ساخته شده وجود دارد كه كاربری آن جهت‌ذخيره غلات به‌ويژه گندم مي‌باشد.

ويژگي‌هاي معماري منازل سنتي روستاي فشک :

معماري بافت سنتی روستاي فشک اساساً درون گرا و دارای حياط مركزی می ‌باشد.

مصالح بكار رفته در منازل سنتی:

خشت ، كاهگل ، تخته ، نی ، چوبی ، گچ ، پردو (شاخ و برگ درختان) و سنگ .

تهويه هوا:

در سقف مساكن بافت سنتي دريچه‌ای به نام باجه عمل تهویه هوا را انجام مي‌دهد.

نورگيری منازل:

نورگيری فضای داخلی خانه‌ها نيز از طريق پنجره کوچک میسر مي‌شود.

زیر طاقی:

زیر طاقی یا دالان ساباط در معماری ویژگی است كه در معماری و ساخت بافت قدیم روستای فشک

به كار رفته است.

گنجه:

فضايي كمدی شكل در ديوار اتاق‌های منازل كه جهت نگهداری وسايل مختلف كاربری داشته و دارای

دو درب چوبی دو لنگه می ‌باشد.

کشاورزی:

محصولات سنتي زراعي دهستان فشک :

گندم ، جو ،‌ پياز ، سيب زمينی ، نخود ، عدس ، هندوانه ، چغندر و يونجه

محصولات باغي مهم فشک:

انگور ، سيب ، بادام و گردو

مالكيت زمين زراعی :

مالكيت زمين در روستا به‌صورت خرده مالكی است

مزرعه‌هاي مهم فشک :

دودره ، صلوا ، حماوا ، همواره ، رسوان ، جوزان

نوع كشت :

در روستای فشک كشت آبی و پائيزه، كشت غالب منطقه بوده و كشت بهار صرفاً براي كاشت

صيفی‌‌جات و حبوبات صورت مي‌گيرد

آئین و مراسم شب یلدا در روستای فشک

از آنجاییکه یادم می‌آید شب یلدا در روستای فشک با سوز و سرما و گاهی نیز با بارش برف سنگین همراه بود.
ما نیز از چندروز قبل خودمان را برای شب یلدا و بعضا پرخوری‌های این شب آماده می‌کردیم. در این روستا رسم بر این بود که شب یلدا همه اعضای خانواده اعم از مجرد و متاهل در منزل پدربزرگ پدری جمع می‌شدند. جمع شدن اعضای خانواده در بعضی مواقع فراتر می‌رفت و اعضای یک فامیل در منزل بزرگتر آن فامیل (متشکل از چند خانواده، عمو، پسرعمو، دائی، خاله و عمه و..) جمع می‌شدند و به شادمانی و گپ و گفت می‌پرداختند

در این شب رسم بر این بود که شاهدانه را تفت (بو) می‌دادند و با گندم تفت داده شده مخلوط کرده و می‌خوردند و این خوراکی از ضروریات شب یلدا است که به آن قورقا می‌گویند

از دیگر خوراکی‌های این شب نیز می‌توان به قووت اشاره داشت . روش تهیه قووت نیز بدین صورت بود که ابتدا گندم را تفت داده و سپس گندم تفت داده شده را با دستاس به صورت آرد درمی‌آوردند و به آن شیره انگور اضافه می‌کردند و سپس آن را به شکل گرد و کره‌ای شکل درمی‌آوردند و میل می‌کردند (البته قووت را به صورت پودر به همراه شکرنیز مورد استفاده قرار می‌گرفت اما مخلوط آن با شیره انگور بیشتر مرسوم بود)

از دیگر تناولات شب یلدا در روستای فشک می‌توان به ترشی جوجه و ترشی انگور اشاره کرد نحوه تهیه آن هم بدین صورت بود که در فصل تابستان زمانی که برداشت هنداونه و انگور صورت می‌گرفت در ابتدا انگور خوشه‌ای و هندوانه‌های ریز و کوچک را جدا می‌کردند و آن را درون بستله (خمره سرکه) قرار می‌دادند و سپس آن‌ را در جای خنک و تاریک قرار می‌دادند و در شب چله در آن را باز کرده و از محتویات آن که ترشی جوجه و ترشی انگور بود میل می‌کردند

همچنین می‌توان به خوردن باسلوق ( مخلوط آرد و شیره انگور) که به صورت قالب‌های مربع شکل و به رنگ قهوه‌ای تیره و شیرین و خوشمزه بود نیز اشاره داشت

در این شب اگر مهمانی از شهرستان در مراسم شب چله حضور داشت احتمال بودن هندوانه بر سر سفره، دور از انتظار نبود اما در شرایط معمول به جای هندوانه، ترشی جوجه که همان هندوانه ترشی است وجود داشت

از سرگرمی‌هایی که در این شب به آن می‌پرداختیم می‌توان به بازی زری ZARAY (گل‌یاپوچ) اشاره داشت که در این بازی دو گروه با هم بازی گل یا پوچ بازی می‌کردند و بر سر یک خوراکی شرط‌‌بندی می‌کردند و گروه بازنده باید هزینه خوراکی را متقبل می‌شد

همچنین نقل گفتن بزرگتر مجلس که بیشتر بازگو کردن قصه‌های امیرحمزه و امیرارسلان بود توسط افراد باسواد برای جمع نقل می‌شد و یا فردی از روی این دو کتاب برای عموم می خواند

در این شب خانواده داماد تازه عقد کرده نیز به همراه هدیه‌ای به نزد خانواده عروس می‌روند و شب چله را نیز با هم می‌گذرانند

در این شب بزرگترها بچه‌ها را از چله قورتی (گرگ شب چله) می‌ترسانند.هنوز هم این احساس ترس در ما وجود دارد که این گرگ در این شب به ده ما حمله می‌کند.

 

آئين كوسَه (كِسِه) در روستاي فشک

درست چهل روز از زمستان گذشته و پنجاه روز به نوروز مانده(چله كوچک) يعني دهم بهمن ماه هرسال در روستاي فشك همانند برخي از مناطق كشور آئين و مراسم برپايي كوسه اجرا مي شود. کوسه نمادی از دیو خشکسالی و سرما است که نقش اول نمایش را فردي به نام كوسَه (كِسِه) برعهده دارد. در اين آئين و مراسم شعرهايي براي شادي و خوش يمن بودن توسط افراد شركت كننده سروده مي شود كه مضمون اين اشعار رخت بربستن زمستان وآمدن بهار همراه با خير و بركت را مي باشد.

قِرخ گِده آله قالده / پانبوق جووالده قالده / چارخوم دووارده قالده /كِسه گِنَه پانبوق آلده

(۴۰ روز از زمستان رفت و ۵۰ روز ماند پنبه ها توي جوال ماند چرخ پنبه زنم رو ديوار آويزان ماند باز با اين حال كوسا رفته دوباره پنبه خريده)

بيرقوش گَلده هَوادَن /قاناته چهل قوودَن /ييدوق ايشدوق گده روق خانمانيز آوادان قوين آله باش قوين قارله داغلر آش قوين قارانقولوق گِجَده چوپانَه يولداش قوين قوين گِدر دَرينَنَ بير پيالَه كَرَينَن اوشاقلَر آلا ديي قِزلَر ماشا الله ديي.

(يه گنجشكي اومد از آسمان بسيار قوي و پر قدرت خورديم و نوشيديم داريم ميريم زندگيتون پربركت باشه گوسفند ابلق(سياه و سفيد) از توي كوههاي پر برف بيا پائين توي شبهاي تار و تاريك يار و رفيق چوپان باش گوسفند از دره ها عبور ميكنه و از علفها ميخوره و به صاحبش كره ميده بچه ها خدا خدا كنيد دخترها بهش ماشا الله بگوئيد) .

كـسـه گلیب هاوادان، بُرکو دو یل قوادان (کوسه به هوای انعام آمده کلاهش را ببینید!)

كـسـه نی، پایون ورین اویز اُلسون آبادان ( پس از داشته های خود سهمی به کوسَه بدهید خانه شما آباد باد.)

كِسَه دو خان دو خان دو باغچده قوش قوندو حضرت يالوارندو حضرت ياره اولسون بير توله آته اولسون مينسون گِدسون اودونه قارقه باتسون بودنه قله قله جاندو مازه قله جاندو.

كسه درون يك خانه توي باغچه ها نگهباني ميده براي بركت و رزق و روزي دعا ميكنه خدا دعاشا مستجاب كنه تا يه طويله اسب و احشام داشته باشه سوار شه و بره دنبال رزق و روزي .

نحوه اجراي مراسم كوسَه (كِسه) در روستاي فشک:

روز چهلم زمستان (چله كوچيكه) يك نفر(اين فرد بيشتر از چوپانان انتخاب مي شود) به‌عنوان كوسَه انتخاب شده مراسم كوسه گرداني را به اجرا درمي آورد. اين فرد ظاهر خود را به طرز عجيبي آراسته كرده و با حركات تمسخرآميز و سرودن شعرهايي نويد رفتن سرماي طاقت فرسا و آمدن بهار همراه با خير و بركت را مي دهد. كوسه يك كلاه نمدي بر سر مي گذارد و دور تا دور اين كلاه را جارو(آغ بوتا) مي بندد طوري كه قسمت پهن و رشته اي اين نوع جارو به سمت بالا باشد و يک حالت بوته اي يا تاجي شكل به سر كوسه بدهد. اين فرد اغلب لباس‌هاي ژوليده و كهنه به تن مي كند. اكثر اوقات چند دست كت بلند و پاره پاره به تن كرده و سرو صورت خود را با زغال سياه كرده و با پشم گوسفند ريش و سبيلي بزرگ براي خود درست مي‌کند تا بيشتر خنده دار شود. كفش‌هاي او بزرگ پاره و تا به تا مي باشد. يك چوب‌دستي نتراشيده اي به دست گرفته كه اكثر اوقات بلندي اين چوب‌دستي از قد كوسَه بيشتر است. همچنين بر روي دست و بازوي خود چند عدد زنگوله زبانه دار مي بندد. به همراه كوسَه يك نفر ديگر كه او هم مي تواند چوپان بوده يا از دوستان كوسَه باشد به عنوان زن يا همسر كوسَه به اجراي اين مراسم شيرين و به ياد ماندني مي پردازد. زن كوسَه هم با لباسهاي رنگاوارنگ خود را آراسته نموده و پشت سر كوسه به راه مي افتد. در بعضی مواقع دو نفر همراه نيز با كوسه و زنش براي جمع كردن هدايا و پول به چشم مي خورد.

مردم ده (بيشتر بچه ها) به دنبال گروه كوسَه را مي افتند و مراسم كوسَه اجرا مي شود. كوسَه كه در پيشاپيش گروه حركت مي كند با دستان خود صداي زنگ‌هاي بسته شده به خود را در مي‌آورد و سپس وارد خانه‌ها مي شود و با پاشنه كفش و يا چوب‌دستي خود ضربه اي به در طويله مي زند با اين اعتقاد كه اين كار شگون دارد و برای صاحب خانه خير و بركت مي‌آورد. كوسَه همچنان صداي زنگوله‌ها را در مي آورد و اشعاري را مي خواند و هنرنمائي مي كند و صاحب‌خانه مبلغي پول يا خوراكي و ارزاق به كوسَه مي دهد. در اين روز در اكثر خانه براي ورود كوسَه باز مي باشد. كوسَه نيز سعي مي كند وارد خانه هايي شود كه بز و گوسفند دارند. در بعضي از خانه ها مثل خانه هايي كه دام زيادي دارند يا تازه داماد درآن خانه باشد كوسَه خود را به غش زده و زنش با داد و فرياد طلب پول كفن و دفن كوسَه را از صاحب‌خانه مي نمايد.

لازم به ذكر است مراسم كوسَه در ايران به چند شكل صورت مي گيرد، مراسم كوسَه برنشين به جهت استقبال از نوروز است. مراسم كوسَه توسط چوپانان اجرا شده و در چله كوچک انجام مي شود و نمونه ديگر آن مراسم كوسَه گلين است كه براي طلب باران اجرا مي شود. از ديگر مراسم ها مي توان به مراسم كوسَه ناقالدي اشاره كرد مردم معتقد بودند كه آمدن ناقالدي شگون دارد و با خود خير و بركت به همراه مي‌آورد و موجب باروري و زايش ميش و بزها و گاوها مي‌شود.

از سوي ديگر چوپانان و بعضاً افراد فقير و بي‌چيزي كه اجرا كنندگان اين مراسم بودند از اين راه چيزي بدست مي‌آوردند تا زمستان را راحت تر بگذرانند با فرارسيدن ايام كوسه گرداني و چله كوچيكه كودكان و نوجوانان و حتي مردم خوشحال مي‌شدند چون براين باور بودند كه كمر زمستان شكسته و بهار نزديك است و اين مراسم موجب تفريح، سرگرمي و تفنن آنها نيز بوده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *